كتاب اندازه گیری عملكرد كسب و كار توسط انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران به چاپ رسید.

برای دستیابی به عملكرد، باید از شاخصهای پیشرو یا آیندهنگر (Leading indicator) استفاده شود. شاخصهای پسرو یا گذشتهنگر (Lagging indicator) تنها وقایع تاریخی را بیان میكنند، در حالیكه شاخصهای آیندهنگر باعث مهیا شدن شرایط برای پرورش عملكرد میشوند. البته برای تمدید اعتبار معیارهای آیندهنگر، مدل باید بطور پیوسته ارتباطاتش را معتبر كند. این اعتبار بخشی باید تا حد امكان آیندهنگر باشد.
پیشنهاد 4: عملكرد فقط وقتی وجود خواهد داشت كه نتایج حاصله را بتوان شرح داد و یا اندازهگیری كرد و نیز بتوان آنها را در اختیار كسی قرار داد كه قصد انجام كاری از طریق مدل به اشتراك گذاشته شده را دارد.
پیشنهاد 5: شاخصها و معیارهای عملكرد نباید با عملكرد كه این شاخصها و معیارها تنها قسمتی از آن را توصیف میكنند، اشتباه گرفته شوند.
پیشنهاد 3: اگر ارزیابها در داخل یا خارج سازمان باشند، عملكرد را یكسان تفسیر نخواهند كرد.
شرح عملكرد بصورت سـاده، پیچیـده، ترتیبی، اصلی یا تحت اللفظی، وقتی ارزشمند است كه شخص یا اشخاصی بهمنظور تصمیمگیری از آن استفاده كرده و یا بتوانند استفاده كنند. به هرحال هر كاربری میتواند اطلاعات عملكرد را هرطور كه میخواهد، در زمانهای مختلف، با آرمانها و نیات مختلف ویا از جنبههای مختلف (مثلاً درون سازمانی یا برون سازمانها) تفسیر كند. این تنوع تفسیر، پیچیدگی تهیه یك تعریف از عملكرد را افزایش میدهد.
پیشنهاد ۲: عملكرد یک تعریف مشخص ندارد، بلكه هر شخص آن را به روش خودش تعریف میكند.
برای مثال، در نظر بگیرید كه تأخیر در تحویل، یك پارامتر شرحدهنده عملكرد سازمان است، نمیتوان گفت كه اگر 10 درصد سفارشها با 5 روز تأخیر مواجه شدند، خوب است یا بد. حتی نمیتوان گفت كه اگر درصد تأخیر در سفارشها، از 10% به 5% برسد، واقعاً بهبودی وجود داشته است یا خیر. برای تفسیر این دادهها، فرد باید بداند (یا حدس بزند) كه رقیب یا دیگر كاربران در فرآیند مشابه، چه كرده اند. به شكل زیر توجه كنید.

در این شكل، خط پررنگ نشانگر این است كه یك كاهش مطلق در طول زمان خدمت رخ داده است و بصورت درصد تأخیر تحویل، كه كاهشی هم هست بیـان شـده است. از منظـر بهبود پیوسته، این تغییر بطـور واضـح یك بهبود است. اما از منظر دیگر، این تفسیر در عملكرد ممكن است یك بهبود نباشد. درمقابل، در 3 موقعیت شرح داده شده در شكل فوق، سازمان دیگر هم همین فرآیند، یعنی كاهش تأخیر در تحویل را داشته و با خط نقطه چین نمایش داده شده است. در موقعیت A، شركت مشخص شده با خط پر رنگ نسبت به سازمان دیگر، عرصه را باخته است. در موقعیت B، ارتباط بین دو سازمان ثابت باقی مانده و تنها در موقعیت C فاصله بین دو سازمان كم شده است. بنابراین مفهوم عملكرد تنها در مقایسه معنی پیدا میكند.
پیشنهاد ۱: عملكرد، مفهومی نسبی بوده و نیازمند قضاوت و تفسیر است.
مروری بر فرهنگهای لغات نشاندهنده تنوع معانی واژه عملكرد است. بنظر میرسد منطقی است كه ابتدا لیستی از تمام این معانی ضمنی ارائه شود و از تجمیع آنها بتوان یك تعریف قابل استفاده برای عملكرد ارائه داد:
- عملكرد، قابل اندازهگیری بوسیله عدد یا یك اصطلاح است.
- عملكرد، انجام دادن چیزی است با یك قصد و نیت خاص (مثلاً ایجاد ارزش).
- عملكرد، نتیجه یك عمل است (ارزش قابل اندازهگیری ایجاد میشود).
- توانایی انجام یك نتیجه یا قابلیت ایجاد آن را عملكرد گویند (برای مثال، رضایت مشتری به نظر میرسد معیار قابلیت سازمان برای فروش آینده است).
- عملكرد، مقایسه نتایج با چند الگو یا مرجع انتخاب شده یا تحمیل شده داخلی یا خارجی است.
- عملكرد، نتایج مقایسه با انتظارات است.
- عملكرد در روانشناسی، آن چیزی است كه بروز داده میشود.
- عملكرد در هنرهای نمایشی، نمایشی است كه شامل ایفای نقش یا اعمال و نتایج اعمال است.
- عملكرد، یك قضاوت توسط رقباست (مشكل اینجاست كه تعریف كنیم چه كسی قاضی است و بدانیم در چه شرایطی قضاوت صورت میگیرد).
بنابراین میتوان گفت كه عملكرد هم به عمل، هم به نتیجه عمل اشاره دارد. به عبارت دیگر، عملكرد به عنوان عمل امروز كه مقدمه تولید مقدار مشخصی از ارزش خروجی فرداست، تعریف میشود.
باز هم در این مورد با هم صحبت خواهیم کرد.
این اعتقاد وجود دارد كه عملكرد تنها در یك فضای تصمیم گیری، معنی پیدا میكند. یعنی تصمیم گیرندگان داخلی و خارجی شركت باید در مورد عملكرد به توافق برسند.
كلمه عملكرد به طور وسیع در مبحث مدیریت مورد استفاده قرار میگیرد. علیرغم تواتر استفاده از این كلمه، معنی دقیق آن، بندرت توسط نویسندگان صریحاً تعریف شده است.
اغلب عملكرد با كارایی (Efficiency) و اثربخشی (Effectiveness) تعریف شده است. مثلاً .Neely et al در سال 1995 بیان میكنند كه چون اثربخشی بیانگر میزان دستیابی به اهداف بوده و كارایی به این موضوع اشاره دارد كه منابع از نظر اقتصادی، چگونه برای كسب هدف بكار رفتهاند، میتوان آنها را دو بعد مهم عملكرد دانست. یعنی هم علل داخلی (كارایی) و هم دلایل خارجی (اثربخشی) برای بخشهای خاص عملكرد، میتوانند وجود داشته باشند. از اینرو عملكرد تابعی از كارایی و اثربخشی فعالیتهای صورت گرفته است.
بعداً بیشتر دراین باره صحبت خواهیم كرد.
Information shared becomes knowledge.
در این وبلاگ سعی خواهیم كرد تا با اشتراك گذاشتن مطالبی مربوط به عملكرد، اندازهگیری عملكرد، ارزشیابی عملكرد، مدیریت عملكرد و ارزیابی عملكرد، به غنای این دانش كه از ضروریات كسبوكارهای امروزی است، كمك كنیم.